علت پرخاشگری ها و بی صبری های ما چیست؟     
              
انسان دارای هیجانات احساسی زیادی است از آن جمله می توان خشم و در صورت عدم کنترل، به تبع آن پرخاشگری را نام برد.
خشم یکی از نعمت های خداوند به انسان است که اگر در مواقع مناسب خودش بروز داده شود نه تنها مضر نیست بلکه راهگشای بسیاری از مسائل است.اما پرخاشگری و بی صبری در این عصر یکی از معضلات زندگی انسان ها و جوامع بشری می باشد؛ چراکه از حد طبیعی خود فراتر رفته و مانند بیماری مسری و اپیدمیک شده است و گویا سودمند بنظر میرسد.
بسیاری از جامعه شناسان،زندگی مدرنیسم را علت بروز این رفتارها دانسته اند و چندین علل فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی از جمله فقر و تبعیض و ضعف و عدم فهم و جهل را برای این رفتارها نام برده اند.

دو واژه ی خشم و پرخاشگری همواره با یکدیگر بکار برده می شوند چراکه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.
پرخاشگری حاصل خشم کنترل نشده می باشد و از طرفی علت آن نیز می باشد ،دور باطل را تشکیل میدهند.

معنای لغوی پرخاشگری(agression)
پرخاشگری از ریشه ی لاتین (aggredi) گرفته شده و به معنای جلو رفتن برای حل یک مشکل است.

پرخاشگری از مصدر پرخاش است که به معنای جنگ و جدال،درشتی و تندی از روی خشم ،عتاب، کارزار،پیکار،فرخاش هم گفته می شود.

پرخاشگری عبارتست از عدم کنترل رفتار در برابر موقعیت های ناخوشایند و ناخواسته .
پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که نتیجه  اش نابود کردن آرامش خود یا افراد و یا صدمه رسانیدن است.

معنای اصطلاحی پرخاشگری:
اصطلاحی بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله و خصومت و خشونت است.
پرخاشگری در اصطلاح آن رفتار تهاجمی است که شخص به قصد صدمه و آسیب رساندن یه افراد یا اشیا از خود نشان می دهد.

پرخاشگری،دفاع کردن از حقوق یا شخصیت خود به شیوه ای خصمانه است.هدف پرخاشگر، گرفتن امتیاز از دیگران با ایجاد حس ترس است.

پرخاشگری واکنشی کلی نسبت به ناکامی است. هرچند افراد همیشه پاسخ های پرخاشگرانه ی آشکارا از خود نشان نمی دهند و آن ها را در وجود خود سرکوب می کنند.
کارن هورنای  روان شناس معروف معتقد است که سرکوب  احساسات پرخاشگرانه بصورت تام از نقطه نظر سلامت روان بسیار بد و گاه خطرناک است.

بنابراین پیشنهاد می شودکه انسان باید گهگاه احساسات خصمانه ی خودش را ابراز کند تا از شدت فشار ناشی از انفجار درونی جلوگیری به عمل آید.

افراد پرخاشگر سعی می کنند نیاز ها و خواسته های خود را از طریق تسلط ، توهین و تحقیر دیگران برآورده کنند.پرخاشگری نشان دهنده ی آن است که فرد فقط به فکر خودش است و در لحظه تامین شدن نیازهای خود را می طلبد و ملاحظه حالت روحی و روانی فرد مقابل را نمیکند و به حقوق دیگران احترام نمی گذارند و اغلب اصطلاحا باعث شکستن دل دیگران و سکوت معنادارشان می گردد.

در تعریف روان شناسی پرخاشگری  رفتاری است  که به قصد آسیب رساندن به شخص دیگر، خود یا اشیا اطراف باشد و هدف اعلام نارضایتی از شرایط موجود باشد.

پرخاشگری رفتاری است که هدفش ضرر رساندن به یک موجود زنده ی دیگر است تا به هدف خود دست یابد.

خشم و پرخاشگری در حقیقت مانع می شود که انسان درباره ی احساسات دردناک جسمی و روحی آگاهی یابد و به نوعی انسان را در مقابل درد بی حس می کند، به طوری که حالتی به وی دست می دهد که درد و رنج را فراموش می کند و خود فرد را از وضعیت اسفبار خود ناآگاه میکند.

در مواردی که آدمی دچار خشم شدید می شود و نیز در مواردی که شخص استدلال را کنار می گذارد و مرتکب پرخاشگری های ناآگاهانه علیه دیگران می شود،ظاهرا کنترل قسمت مخ در سر، کمتر می شود و اصطلاحا حالت جنون لحظه ای به او دست میدهد.

خشم و غضب معمولا به سه شکل خود را نشان می دهند: یا حالت پرخاشگری است ، یا اتخاذ موضع دفاعی و یا عقب نشینی.

خشم و پرخاشگری دو جزء تفکیک ناپذیر از نظر زیست شناسی هستند که با یکدیگر بطور کامل مرتبط می باشند. بطور معمول نشان دادن خشم به شکل بیمارگونه، همراه با عصبانیت و پرخاشگری است.
راه طبیعی بیان خشم،واکنش پرخاشگونه است.
خشم و پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی و خصمانه واکنشی به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده ی تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخ های آموخته شده به صورت های متفاوتی، مانند ضرب و شتم و فحاشی بروز می کند.

خدا در قرآن می فرماید: والکاظمینَ الغیظ : آنان که خشم خود را فرو می برند . و نفرموده آنان که خشم ندارند.این بدان معنا است که وجود خشم در انسان فی ذاته بد و منفی نیست.

امیر المومنین(ع) درباره ی فروخوردن خشم و عدم پرخاشگری فرموده اند:
ایّاکَ و الغضب،فأوله جنون و آخرهُ ندم :
ترجمه: از خشم پرهیز کن،چون اول آن دیوانگی و پایانش پشیمانی است.

صبر در لغت به معنای حبس و " باز داشتن از انجام کاری " است.هرگاه کسی خویشتن را از فعل اختیاری منفی یا مثبتی باز داردصبر کرده است.

صبر یعنی ،مقاومت در برابر بلایا ،درمیدان جنگ و در مصائب.
متضاد صبر، بی صبری و بی قراری و عجله است.

مرحوم ملا احمد نراقی بی صبری را چنین تعریف کرده:
عبارتست از رها کردن عنان خود در هنگام مصیبت و بلاها، فریاد کشیدن و آه و ناله کردن ، شکایت کردن از زمانه و مردم و جامه دریدن و بر خود زدن .
 سبب کلی بی صبری ضعف نفس است و این صفت از جمله مهلکات عظیم است،که نام دیگر آن جزع(بی صبری) می باشد.

انسانی که صبر و بردباری اندکی دارد در مقابل مشکلات یا سخن ها دچار خشم شده و در واکنش به آن ها شروع به پرخاشگری می کند.

انسان ها و افرادی که صبر اندکی دارند غالبا زمانی که احساس کنند مورد تهدید یا بی حرمتی واقع شده اند به پرخاشگری متوسل می شوند.در واقع خشم آنقدر افزایش می یابد که بصورت پرخاشگری ابراز می شود.

علل بی صبری و پرخاشگری
در میان علل بی صبری و پرخاشگری تنها یک یا دو عامل موثر نبوده بلکه عوامل زیادی دست در دست هم داده باعث بروز پرخاشگری در فرد می شود.

عوامل موثر بر بی صبری و پرخاشگری را می توان به دودسته ی کلی تقسیم کرد:
1-چه کسانی موجب بی صبری وپرخاشگری اند؟
2-چه چیزهایی موجب بی صبری و پرخاشگری است؟

در دسته ی اول می توان گفت در موارد زیادی پرخاشگری و خشم نسبت به شخص مورد علاقه تجربه می شود.همچنین دوستان و آشنایان نزدیک نیز از عامل های خشم بوده اند.

در باب دسته ی دوم می توان گفت علت ،حول ناکامی ها،نیازها و خواسته های فرد می چرخد که این عوامل عبارتند از:
1-جلوگیری از رفتار هدفمند.
2-تحقیر شدن یا مورد تبعیض و یا بی مهری قرار گرفتن.
3-مورد فریب کاری یا عهد شکنی قرار گرفتن
4-تحقیر شدن احساسات،ارزشها یا اقتدار واقعی فرد از سوی دیگرانو
5-مورد بدرفتاری و بی توجهی قرار گرفتن از سوی افراد مهم.
6-صدمه دیدن در نتیجه ی بی توجهی نسبت به خود.
7-رفتار حاکی از بی توجهی دیگران.
8-مورد تجاوز بدنی یا کلامی قرار گرفتن.
9-قربانی شدن.
همچنین انتقام گرفتن و تخلیه ی انرژی به عنوان دلایل دیگر پرخاشگری گفته می شود.

یکی از عوامل پرخاشگری  تکبر و غرور بیجا در وجود انسان است زیرا غرور  سبب خواهد شد که او به مرور دچار بی صبری شده و این امر در ذهن او به عنوان یک صفت پسندیده نمایان شود.بی صبری ها غالبا از بی ظرفیتی افراد در زندگی ناشی می شود،البته این موضوع در میان افراد مختلف متفاوت است.جهل و نادانی می تواند منشأ پرخاشگری و بی صبری باشد.

همچنین بی حوصلگی و فقدان اعتدال در جامعه عامل پرخاشگری است ، پایین آمدن ظرفیت تحمل انسان ،سبب زود رنجی و به تبع آن پرخاشگری می شود.از دیگر عامل پرخاشگری ،عدم مسولیت پذیری برخی از افراد است.

در کتاب مهارت های زندگی درباره ی پرخاشگری چنین مطرح شده است:«علت دیگر انتخاب رفتار پرخاشگرانه آن است که ما فیلم ها و برنامه های تلوزیونی زیادی را می بینیم که قهرمانان این فیلم ها از طریق اعمال پرخاشگرانه ی خود به بهترین چیز ها دست می یابند در صورتی که در زندگی واقعی افرادی با چنین صفاتی تنها و منزوی هستند و قادر به برقراری ارتباط طولانی با دیگران نیستند.

ازجمله عوامل دیگر ،والدین و رفتار آن ها در محیط خانواده می باشد.رفتار والدین روی شخصیت افراد بسیار موثر است و اگر والدین با هم رفتار مناسبی نداشته باشند به طور حتم این ناصبوری ها و نابردباری ها و بی صبری ها به درون جامعه تسری می یابد.

همچنین رشد یک سری مشکلات از جمله:
1-نبود اعتماد بنفس
2-برآورده نشدن نیاز ها
3-سرخوردگی
4-ناامیدی
5-نفرت
6-ترس
7-لجاجت
8-وجود تضادهای درونی و تعارض ها از سنین کودکی تا بزرگسالی
9-مصرف بعضی از داروها و مواد مخدر از عوامل فردی پرخاشگری و بی صبری می باشد.

از نظر سیاسی و اقتصادی می توان به عواملی اشاره کرد از جمله:
1-بی عدالتی
2- اجرا نشدن صحیح قانون
3-وجود تبعیض ها
4- ضایع شدن حق افراد در اجتماع .



پایان
۹۶۰۳۲۹
۱۵۳۵
بابلسر
خانه سمیرا